,December 2017 13

مدرک گرایی بلای جان دانشجویان/ایران 5 برابر کشورهای پیشرفته دانشگاه دارد/بمناسبت 16 اذر

۱۶ آذر ۱۳۹۶ - ۹:۲۲:۴۷
متاسفانه در سالهای اخیر نگاه جامعه و اشتغال به مدرک گرایی سبب پایین آمدن کیفیت علم و سواد دانشجویان شده است.
مدرک گرایی بلای جان دانشجویان/ایران 5 برابر کشورهای پیشرفته دانشگاه دارد/بمناسبت 16 اذر

به گزارش حرف رسا، امروزه حضور دانشگاهها  مراکز آموزش عالی در سطح کشور و در شهرهای کوچک سبب رشد بسیار زیاد دانشجویان شده و اگر نگاهی گذرا به هر خانواده ایرانی داشته باشیم خواهیم دید که در هر خانه 2 تا 3 و گاها 4 یا 5 نفر لیسانس بیکار داریم.

در شهرستان بوانات نیز دو مرکز دانشگاهی پیام نور و آزاد اسلامی فعالیت دارند.

ایران ٥ برابر کشورهای پیشرفته دانشگاه دارد. ایران ٢٦٤٠ دانشگاه دارد، در حالی که چین ٢٤٨١ و هند ١٦٢٠ دانشگاه دایر کرده است.

گاها دیده شده که برخی از دانشگاهها برای اینکه تعطیل نشوند سعی در جلب رضایت دانشجو به هر نحو ممکن می کنند و این بر مدرک گرایی و تولید تحصیل کرده هایی کم سواد می افزاید.حال این ها می شوند نیروی کار کشور که گاها در رشته خود نیز حتی از یک جواب ساده عاجزند هرچند هنوز هم هستند دانشجویان مستعد و پر تلاشی که برای گرفتن مدرک دانشگاهی بسیار تلاش می کنند.

 روزنامه «شهروند» می‌نویسد: مدرک‌گرایی ایرانی‌ها، وضع دردناکی برای اقتصاد ایران رقم زده است. حالا کشور ما بیشتر از هند و چین یک‌ میلیارد و چندصدمیلیون نفری دانشگاه و مراکز آموزش عالی دارد.

بنا به آخرین گزارش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، در ایران ٢‌ هزار و ٦٤٠ دانشگاه وجود دارد که از این میان سهم وزارت علوم از جمعیت دانشجویی ٦٨‌درصد و سهم دانشگاه آزاد ٣٢‌درصد است. این درحالی است که براساس اعلام موسسه اسپانیایی CISC چین تنها ٢‌ هزار و ٤٨١ و هندهزار و ٦٢٠ دانشگاه دایر کرده است. این تعداد دانشگاه، حدود ٥‌هزارمیلیارد تومان از بودجه کل کشور را می‌بلعد و نزدیک به ٥٠‌ درصد از جمعیت بیکار کشور را تولید می‌کند. اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود و نکته دیگر اینجاست که درنهایت بدنه اداری ایران نخبگان را به حاشیه می‌راند و متوسط‌ها و فارغ‌التحصیلان رشته‌های غیرمرتبط را به خود جذب می‌کند.

مهدی پازوکی اقتصاددان دراین‌باره به «شهروند» می‌گوید: اسنادی در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی موجود است که نشان می‌دهد در سال‌های گذشته حدود ٥‌ هزار نفر به استخدام دولت درآمده‌اند که از این میان دانش‌آموختگان نخبه دانشگاه‌های تراز اول کشور سهم بسیار ناچیزی دارند. این در حالی است که در ژاپن یا سایر کشورهای پیشرفته بهترین و نخبه‌ترین افراد جامعه به‌عنوان کارمند دولتی استخدام می‌شوند.

او تأکید می‌کند: کدام عقل اقتصادی می‌پذیرد که در دانشگاه‌های فرهنگیان کنکوری‌هایی با رتبه ١٥ تا ٢٠‌ هزار از بدو ورود به دانشگاه صاحب حقوق ماهانه شوند و سال‌های تحصیل آنها به‌عنوان سابقه کار لحاظ شود و نوعی تضمین برای استخدام آنها وجود داشته باشد اما سال به ‌سال آمار مهاجرت نخبگان ما افزایش داشته باشد؟

بر اساس اعلام بانک جهانی، ایرانی‌ها رتبه پانزدهم مهاجرت جهان را از آن خود کرده‌اند و از این میان میزان مهاجرت نخبه‌ها روند صعودی گرفته است.

بنا به اعلام مهدی سیدی رئیس کارگروه نخبگان شورایعالی انقلاب فرهنگی درسال ٢٠١٥ حدود ١١‌هزار و ٣٠٠ دانشجوی نخبه از ایران مهاجرت کرده‌اند که این تعداد حاکی از رشد ١٦‌درصدی مهاجرت نخبگان از کشور نسبت به‌ سال ٢٠١٤ است. این موضوع در شرایطی رخ می‌دهد که نه‌تنها به حاشیه راندن نخبه‌ها کیفیت نیروی انسانی کشور را کاهش داده است که پدیده مدرک گرایی در بین مدیران و معضل دکتری یک شبه امکان رقابت سالم در بدنه اداری ایران را محدود و محدودتر کرده است.

پازوکی در این‌باره به «شهروند» می‌گوید: بیشتر از ٨٠‌درصد وزرای انگلیس لیسانسه‌اند و در ایران بیشتر مدیران ما مدرک دکتری دارند. خروجی بدنه اداری انگلیس این است که آنها به‌عنوان یک اقتصاد بزرگ جهان مطرح شوند و ایران به‌عنوان یک اقتصاد بحران زده!

تعداد دانشگاه در ایران، حدود ٥ برابر کشورهای پیشرفته

ایران بنا به اعلام وزارت علوم حدود ٢‌هزار و ٦٤٠ دانشگاه دارد که با کاهش جمعیت کنکوری‌ها بسیاری از ظرفیت‌ها و هزینه‌های ایجاد شده در بدنه آموزشی کشور در عمل کارایی ندارد و دانشگاه‌ها با معضل «صندلی خالی» مواجه شده‌اند. براساس اعلام سازمان سنجش و آموزش کشور در ‌سال ٨٠، حدود دو میلیون و ٢٠٠‌ هزار نفر در کنکور شرکت کرده‌اند که این جمعیت به ٨٠٠‌هزار نفر در سال ٩٤ کاهش یافته و درواقع در طول یک دهه به کمتر از نصف رسیده است. این درحالی است که بنا به تازه‌ترین اعلام مؤسسه اسپانیایی CISC تعداد دانشگاه‌ها در اغلب کشورهای پیشرفته جهان زیر ٥٠٠ دانشگاه است به‌طوری که آلمان ٤١٢، انگلیس ٢٩١، کانادا ٣٢٩، ایتالیا ٢٣٦ و هلند ٤٢٣ دانشگاه دارند.

این درحالی است که برخی کشورهای اروپایی نظیر نروژ، سوئد، دانمارک، فنلاند و ... زیر ١٠٠ دانشگاه تأسیس کرده‌اند. این آمار درباره کشورهای پیشرفته آسیایی مانند سنگاپور و کره‌جنوبی نیز تکرار می‌شود و تنها ژاپن است که کمی پا را فراتر از این قاعده گذاشته و ٩٨٧ دانشگاه دارد. شمار دانشگاه‌ها در استرالیا و نیوزیلند نیز مانند سایر کشورهای توسعه یافته جهان رقمی زیر ٥٠٠ است.

تحصیلات در ایران بدون ارزش افزوده

جعفر خیرخواهان کارشناس اقتصاد توسعه در این‌باره به «شهروند» می‌گوید: پیشرفت فناوری در جهان موجب شده است رشته‌های علمی ‌سال به‌ سال تخصصی‌تر و پیچیده‌تر شوند که این مسأله مشاغل را به گرایش‌های بیشتر و تخصصی‌تر رسانده است. این درحالی است که کیفیت آموزش در ایران به نوعی قربانی کمیت شده است زیرا آموزش در ایران تبدیل به بازاری برای درآمدزایی شده است.

او ادامه می‌دهد: این نگاه به آموزش موجب شده است پدیده مدرک‌گرایی و حتی خرید مدرک رواج بگیرد بی‌آن‌که تخصص، صرف توسعه اقتصادی و افزایش بهره‌وری شود و در واقع بازار حالت نمایشی پیدا کرده است. این پدیده در شوروی درحال فروپاشی نیز تجربه شد؛ به‌طوری که نقل قولی بین مردم آن جامعه رواج پیدا کرد با این مضمون که افراد وانمود می‌کنند در حال کار کردن هستند و کارفرما وانمود می‌کند که حقوق می‌دهد.

این کارشناس تأکید می‌کند: در این حالت افراد با مدرک بالاتر کمکی به چرخه تولید و اقتصاد نمی‌کنند و چون بهره‌وری افزایش ندارد، کارفرما حقوق متناسب با تخصص افراد نمی‌پردازد و این جو نیروی انسانی را بی‌انگیزه می‌کند در نتیجه افراد رفتار تصنعی از خود بروز می‌دهند.

 

80 درصد وزرای انگلیسی لیسانسه‌اند

مهدی پازوکی اقتصاددان به «شهروند» می‌گوید: تأسیس بی‌رویه دانشگاه یکی از معضلات جدی ایران و محل اسراف بودجه‌های آموزشی است. چه کسی می‌پذیرد که در شهر کوچکی مثل قم یا سمنان بیشتر از ٦ دانشگاه دولتی با ردیف بودجه‌ای وجود داشته باشد و در سیستان و بلوچستان بچه‌ها در کپر درس بخوانند و گونی برنج را به‌عنوان کیف مدرسه به دست بگیرند؟ کدام عقل اقتصادی می‌پذیرد که تایپیست یک اداره مدرک لیسانس بگیرد و به پست کارشناسی برسد اما نه کارشناس توانایی باشد و نه دیگر مثل گذشته کار تایپ انجام دهد؟

در ایران کارخانه مدرک چاپ کنی به راه افتاده است و صرف بودجه‌های کلان آموزشی، ارزش افزوده اقتصادی به دنبال ندارد. به‌عنوان مثال در یک سازمان تخصصی تجاری به وفور با کارمندانی مواجه‌ایم که مدرک ادبیات یا مدیریت فرهنگی دارند و در واقع بودجه آموزشی در رشته ادبیات به هدر رفته است. از طرفی مدرک لیسانس آن کارمند برای یک سازمان اقتصادی هم کارایی ندارد.

او ادامه می‌دهد: یا مثال دیگر از ناکارآمدی نظام آموزش دانشگاهی در ایران این است که به وفور با مدیرانی مواجه‌ایم که یک شبه دکترا گرفته‌اند این در حالی است که در انگلیس به‌عنوان یک اقتصاد پیشرفته، بالای ٨٠‌درصد وزرا دارای مدرک تحصیلی لیسانس هستند. در واقع پرسشی که مطرح می‌شود این است که خروجی آن همه مدیر دکتر در ایران چیست؟ یا آمده‌ایم برای ورود به مجلس شرط گرفتن مدرک فوق‌لیسانس را لحاظ کرده‌ایم که این مسأله نیز از همان نگاه مدرک‌گرایی‌مان ناشی می‌شود.

این اقتصاددان تأکید می‌کند: در ایران بی‌شمار دکتر داریم که حتی به یک زبان بین‌المللی اشراف ندارند و نمی‌توانند منابع اصلی علم را مطالعه کنند. کجای دنیا به کسی دکترا می‌دهند که قادر به مطالعه منابع اصلی و کتب مراجع رشته خود نیست؟

نخبگان به حاشیه رانده می‌شوند

مهدی پازوکی اقتصاددان همچنین توضیح می‌دهد: در نظام استخدامی‌ ما نخبگان جایگاهی ندارند. اسنادی در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی سراغ دارم که این مسأله را اثبات می‌کند. به‌عنوان مثال در سال‌های گذشته ٥‌هزار نفر جذب بدنه دولت شده‌اند که از این میان سهم بسیار ناچیزی به دانش‌آموختگان دانشگاه‌های تراز اول کشور مثل دانشگاه شریف، امیرکبیر، دانشگاه شیراز، تبریز و اصفهان اختصاص دارد. این درحالی است که در ژاپن یا سایر کشورهای پیشرفته بهترین و نخبه‌ترین افراد جامعه به‌عنوان کارمند دولتی استخدام می‌شوند.

منبع: ایسنا

همشهری
۱۳۹۶/۹/۱۷ ۱۷:۵۳
احسنت رسا جان، به یک موضوع بسیار خوب اشاره کردید.واقعا جای تاسف داره/
هکتور
۱۳۹۶/۹/۱۸ ۱۲:۰۶
با سلام. جدا از دانشگاههای معتبر و با سابقه کشورمان که به لحاظ کمی و کیفی و عرضه افراد متخصص و ورزیده علمی برای رشته های مختلف در کشورمان کاملا جوابگو بوده اند .، متاسفانه مراکزی دیگر تحت عنوان دانشگاه در کشورمان تاسیس گردید که بیش از آنکه اهداف علمی و توسعه علم و فن اوری را در کشور داشته باشد نگاه به جنبه درآمد زایی و پولسازی داشته اند. و با تشدید در تاسیس این به اصطلاح دانشگاههای موازی و رقیب در کنار یکدیگر و بخاطر جذب متقاضیان مدرک در کشور دست به انواع ترفند های ممکن زده اند تا بتوانند از این طریق به اهداف مالی خود برسند . تا جایی که واژه فروش مدرک برای این مراکز چیزی دور از واقعیت نبوده و ضربه های جبران ناپذیری به بنیه علمی کشور و از طرفی توهین به ساحت مقدس علم و اساتید و طالبان واقعی علم در کشور شده است. و این روند متاسفانه در حال پیشرفت است و دانشگاههای معتبر دولتی نیز در این عرصه دچار کرسی های خالی از دانشجو شده و بصورت نیمی از ظرفیت خود مشغول بکار هستند. چه خوب بود بجای تاسیس دانشگاههای موازی و رقیب در کنار یکدیگر مراکز حرفه آموزی و فنی و پیشه وری در کشور راه افتاده بود و بجای اینهمه مدرک بدست بیسواد و کار نابلد عده ای کم سواد ولی متخصص در پیشه های مختلف در کشورمان تربیت شده بودند. به هر حال ماهی را هر وقت از آب بگیرند تازه است و جلوی ضرر را هر وقت بگیرند منفعت.ممنون
نظر شما


آخرین ها