,January 2018 22

بی تفاوتی اجتماعی؛ سقوط در خواب

۲۶ آذر ۱۳۹۶ - ۲۱:۰۱:۰۳
کارشناس ارشد جامعه شناسی بوانات گفت: بی‌تفاوتی اجتماعی به وضعیتی گفته می‌شود که در آن فرد به دلیل عدم توازن بین حقیقت و واقعیت با بی‌علاقگی و بی‌اعتنایی به واقعیت‌های پیرامون از انجام مشارکت اجتماعی- سیاسی، مسئولیت‌های اجتماعی، فعالیت‌های دگرخواهانه و درگیری فعال و مدنی در مسائل اجتماعی پرهیز می‌کنند.
بی تفاوتی اجتماعی؛ سقوط در خواب

حرف رسا ، متاسفانه یکی از پدیده هایی که اخیرا در جامعه و کشور ما و علی الخصوص در شهرهای بزرگ بیشتر جامعه شاهد ان می باشد پدیده بی تفاوتی اجتماعی است، تا جایی که گاها اتفاق افتاده که در کنار ما ناهنجاری هایی دیده می شود و ما بی تفاوت گذر می کنیم اشد روزی ما را نیز درگیر کند....

در این مقاله ابراهیم یوسفی دانش آموخته فوق لیسانس جامعه شناسی اهل بوانات به این پدیده نو ظهور پرداخته است:

چکیده

روند رو به رشد گسترش شهری و گذر از سنت به مدرنیته حامل آسیب های متعددی در کنار مزایای آن بوده است که از آن جمله می توان به مفهوم بی تفاوتی اجتماعی اشاره نمود. بی‌تفاوتی اجتماعی به وضعیتی گفته می‌شود که در آن فرد به دلیل عدم توازن بین حقیقت و واقعیت با بی‌علاقگی و بی‌اعتنایی به واقعیت‌های پیرامون از انجام مشارکت اجتماعی- سیاسی، مسئولیت‌های اجتماعی، فعالیت‌های دگرخواهانه و درگیری فعال و مدنی در مسائل اجتماعی پرهیز می‌کنند. این مواردنشانگر انسان و جامعه‌ای است که یا با مسأله‌ای اجتماعی مواجه است و یا تکامل و توسعه لازم را نیافته است. عدم علاقه فرد به کسب آگاهی از جامعه و حضور موثر و فعال در آن موجب کندشدن روند توسعه و بروز ناهنجاری های ثانوی می شود. سرمایه اجتماعی، مشارکت سیاسی، اعتماد ملی و ... از جمله مواردیست که وابسته به احساس مسولیت افراد در جامعه است. بنابر این در این پژوهش به دنبال عوامل ایجاد بی تفاوتی در جامعه و راهکار های کاهش روند آن هستیم.

 

مقدمه

مشارکت اجتماعی، متضمن انواع کنش‌های فردی و جمعی در جهت دخالت در تعیین سرنوشت خود و جامعه، و تأثیرگذاری بر فرایندهای گوناگون در حوزة امور عمومی است و بی‌تفاوتی همگانی نسبت به این امر، نشانگر انسان و جامعه‌ای است که یا با مسأله‌ای اجتماعی مواجه است یا تکامل و توسعه لازم را نیافته است. انسان به مقتضای اجتماعی بودن خود و پیوندجویی در گروه‌های اجتماعی، بدون حضور فعال در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و غیره، جایگاه و مسئولیت و کارکرد خود را نمی‌یابد.

کنش همگانی، عملی است در مقابل بی­تفاوتی اجتماعی- سیاسی که فضای جامعه را به سوی نوعی انفعال و پذیرندگی صرف می‌کشاند. اصطلاح "اکثریت خاموش" اشاره به مردمی دارد که نسبت به مسائل جامعه خود بی تفاوت و بی­اعتنا هستند. در واقع از جمله مهم‌ترین شروط تحقق مطالبات مردم در جامعه، محتوایی از غنای فرهنگ عمومی است که در آن انفعال و بی­تفاوتی، به مشارکت و سهیم شدن در سرنوشت خود به مثابه یک ارزش و باور اجتماعی- سیاسی تبدیل شده باشد.

در جامعه ایران استبداد و ساختارهای مرتبط با آن در تارو پود اندیشه افراد رسوخ کرده و فرصت مشارکت و فعالیت را از شهروندان گرفته و آن‌ها را نسبت به جامعه بی­تفاوت ساخته است.در واقع مقاطع مختلف تاریخ ایران، فرصت‌هایی برای ایجاد و به فعلیت درآمدن این رفتارها بوده است که با وجود ظهور و بروز مقطعی آن‌ها، انباشت مستمری از این‌گونه رفتارها به سختی قابل شناسایی است. امروزه جامعه ایران در ابعاد وسیعی شاهد فردگرایی منفی و غیر عقلایی است. علایم این بحران را در گره‌های کور ترافیکی، تقلب‌ها مالیاتی و رشد شاخص‌های ضد سرمایه اجتماعی می‌توان به روشنی دریافت (خاندوری، 1383).

پیشینه تحقیق

مسعودنیا(1380) بی‌تفاوتی اجتماعی را به‌عنوان عدم شرکت فعال و عدم مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی- سیاسی تعریف کرده و بیان داشته که بی‌تفاوتی اجتماعی اگرچه پدیده‌ای جدید تلقی نمی‌شود ولی به نظر می‌رسد که با تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در عصر جدید، به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته باشد.

تحقیقات یزدان‌پناه(1386) مشخص می‌کند که هر چه میزان بی‌قدرتی و بیگانگی و احساس نابسامانی فردی بیشتر باشد میزان مشارکت اجتماعی، یعنی مشارکت آگاهانة هدفمند افراد در جامعه کمتر می‌شود و هم‌چنین وجود موانع، مخصوصاً موانع خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و ارزیابی از این موانع از طرف افراد بر میزان مشارکت اثرگذار است.

هربرت گنس(1992) بی‌تفاوتی را به عنوان مسئله‌ای مهم کشور امریکا معرفی کرده است و معتقد است بی‌تفاوتی زمانی در جامعه بیشتر می‌گردد که متغیرهایی چون احساس ناتوانی، بیگانگی اجتماعی، نارضایتی از نظام اجتماعی، کاهش تعلق اجتماعی و انگیزه‌های فردی و مواردی از این قبیل افزایش یابد.

در پژوهشی در کشور عربستان سعودی (المیزجاجی، 2001) محقق به‌بررسی رابطه میان بوروکراسی و شهروندان در جامعه مذکور می‌پردازد و بی‌تفاوتی عمومی را به عنوان مانعی در جهت برنامه‌های توسعه مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد. در پایان فرضیه وجود بی‌تفاوتی عمومی در شهروندان این کشور تأیید شد.در واقع یکی از مهم‌ترین مسائل پیش رو در توسعه اجتماعی، اقتصادی و آموزشی مزبور، بی‌تفاوتی عمومی ذکر شده است.

مبانی نظری

     در تعریف جامعه‌شناختی مفهوم بی‌تفاوتی برخی بی‌تفاوتی را در مقابل مفهوم نوع‌دوستی قرار داده‌اند و برخی دیگر آن را مقابل مفهوم مشارکت و درگیری قرار می‌دهند. مسعودنیا (1380) معتقد است شاید بهترین راه تعریف این مفهوم، استفاده از مفاهیم مقابل آن یعنی مشارکت و درگیری باشد. بی‌تفاوتی یعنی عزلت گزیدن و فقدان مشارکت در حد انتظار مشارکت ممکن است از صرف داشتن یک انگیزه سیاسی و شرکت در انتخابات و رأی دادن، تا داشتن مناصب حزبی و مردمی را شامل شود. پیوستن به احزاب، سازمان‌ها، باشگاه‌ها، گروه‌های مختلف اجتماعی- سیاسی نیز از شاخص‌های دیگر مشارکت قلمداد می‌شود. بی‌تفاوتی اجتماعی به مثابه مفهومی اخلاقی و در عین حال پدیده‌ای جامعه‌شناختی نیز مد نظر برخی محققان قرار گرفته است چنان‌که آن را علاقة اندک یا عدم تعلق در حیات اجتماعی آدمیان تعریف کرده‌اند. محققانی چند نیز بی‌تفاوتی اجتماعی را مترادف با عزلت گزینی، بی‌علاقگی و عدم مشارکت افراد در اشکال متعارف اجتماعی معنا کرده و در تحلیل خود آن را مقابل علاقه اجتماعی، مشارکت اجتماعی، درگیری در فعالیت‌های اجتماعی، روان‌شناختی و سیاسی قرار داده‌اند.

علائم بی‌تفاوتی را عبارت از نداشتن آگاهی، انگیزه، التزام وتعهد مدنی، مسئولیت‌های اجتماعی و عمل اجتماعی که شامل حق انتخاب هم می‌شود دانسته‌اند. این امر، به‌خصوص برای گروه‌های سنی 18تا 24 سال مشهود است.

در مجموع می‌توان گفت: بی‌تفاوتی اجتماعی به وضعیتی گفته می‌شود که طی آن، افراد به واسطة عدم اتصال ذهنی (شناختی) و عینی (کنشی) با جامعه (همنوعان، نهادها و ساختارهای اجتماعی)، با بی‌علاقگی و بی‌اعتنایی به واقعیت‌های پیرامون از انجام مشارکت اجتماعی- سیاسی، مسئولیت‌های اجتماعی، فعالیت‌های دگرخواهانه و درگیری فعال و مدنی در مسائل اجتماعی پرهیز می‌کنند.

پایگاه اجتماعی- اقتصادی در ارتباطی متقابل با بی‌تفاوتی اجتماعی قرار می‌گیرد، به‌گونه‌ای که پایگاه اجتماعی- اقتصادی پایین به احساس عدم اثرگذاری و بیگانگی و در نهایت بی‌تفاوتی منجر می‌شود و درعین‌حال، بی‌تفاوتی خود، متأثر از عدم اثر`بخشی قرار می‌گیرد. فقر و کمبودهای اقتصادی نیز یکی از عوامل مؤثر بر میزان مشارکت افراد جامعه شناخته می‌شود. برخی پژوهش‌ها که در محل سکونت طبقات پایین اجتماعی انجام شده نشان داده که هر قدر افراد از نقطه نظر پایگاه اجتماعی- اقتصادی موقعیت ضعیف‌تری را دارا باشند گرایش کم‌تری را به انواع درگیری مشارکت‌جویانه در جامعه خواهند داشت.

نتیجه‌گیری:

 نتایج تحقیقات مختلف صورت گرفته نشان می دهد تمایل افراد نسبت به مشارکت اجتماعی رسمی مثل مشارکت داوطلبانه در سازمان ها، احزاب و انجمن ها، تمایل به شرکت در انتخابات و ... کمتر و مشارکت‌ها در زمینه فعالیت‌های اجتماعی غیررسمی مثل کمک به فقرا، افراد ناتوان و... بیشتر است. براساس نتایج می توان گفت : بی تفاوتی موجود بیشتر متوجه ساخت اجتماعی- سیاسی و نهادهای رسمی جامعه است تا ساختارها و نهادهای غیررسمی.

یکی از عوامل مؤثر بر بی تفاوتی اجتماعی سرمایه اجتماعی است که رابطه ای منفی با بی تفاوتی اجتماعی دارد یعنی این‌که هر چه سرمایه اجتماعی در میان افراد جامعه افزایش یابد بی­تفاوتی اجتماعی در آن جامعه کاهش خواهد یافت.

سرمایه اجتماعی به جای توجه به منافع فرد به تعهدات افراد نسبت به دیگران و دیگر خواهی توجه دارد. از سوی دیگر شبکه‌های مشارکت مدنی یکی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی‌اند، هرچه این شبکه‌ها در جامعه متراکم‌تر باشند، امکان همکاری و مشارکت افراد در حیات اجتماعی گسترده‌تر می‌شود این شبکه‌ها زمینه درگیری و توجه افراد به محیط اجتماعی را فراهم می‌کند. بنابراین با کاهش سرمایه اجتماعی اعتماد و روابط اجتماعی میان افراد کاهش یافته و این خود منجر به بی‌تفاوتی اجتماعی می‌گردد. احساس همدلی متغیر دیگری است که رابطه ای منفی با بی تفاوتی اجتماعی دارد به این معنا که با افزایش احساس همدلی در افراد بی تفاوتی اجتماعی کاهش خواهد یافت.

با استناد به نظریه­ ی لرنر همدلی به معنای توانایی خود را به جای دیگران قرار دادن نقش مهمی در توجه و اعتنا و مشارکت افراد در حیات اجتماعی دارد. مشخص است که هر چه افراد توانایی این را داشته باشند که خود را به جای دیگران و در موقعیت آن‌ها قرار دهند به همان میزان توانایی مشارکت، نوع‌دوستی و توجه و اعتنای اجتماعی در آن‌ها بالاتر و به طبع میزان بی‌تفاوتی اجتماعی در آن‌ها کمتر خواهد شد.

منابع:

خاندوری، سیداحسان (1383)، اندیشه‌های اقتصادی بر محور سرمایه اجتماعی، راهبرد، شماره 33، 80-54.

رفیع پور، فرامرز (1378)، آنومی یا آشفتگی اجتماعی، تهران: سروش.

محسنی تبریزی، علی‌رضا؛ صداقتی‌فرد، مجتبی (1390)، پژوهشی درباره بی‌تفاوتی اجتماعی در ایران (مورد پژوهش: شهروندان تهرانی)، جامعه شناسی کاربردی، سال بیست و دوم، شماره پیاپی (43)، شماره سوم، 22- 

گرداورنده: ابراهیم یوسفی

ناشناس
۱۳۹۶/۹/۲۷ ۹:۲۹
این چه مقاله ایه که همه ش کپی پیسته :)))
ابراهیم یوسفی
۱۳۹۶/۱۰/۳ ۰:۲۲
این یک مقاله علمی پژوهشی هست و روش تحقیقش مطالعات کتابخانه ای هست.
م
۱۳۹۶/۹/۲۷ ۱۰:۰۶
بسیار جالب بود و همه ی ما داریم تجربش میکنیم و راحت از کنارش میگزریم با تشکر
همشهری
۱۳۹۶/۹/۲۷ ۱۹:۵۱
زنده باد حرف رسا، به موضوع بسیار جالبی اشاره کردید. مثل بی تفاوتی مردم در کتک خوردن زن دستفروش توسط مامورین شهرداری یا اون پسر بچه دستفروشی که اموالش رو ازش گرفتند و کتکش هم زدند و مردم فقط نگاه کردند و برخی هم حتی فیلم گرفتند.!!!!
نظر شما


آخرین ها